کاوش در پارک باستان شناسی Angkor در Siem Reap ، کامبوج

Go World Travel Magazine - For Travelers, Adventurers, Explorers & Nomads


راهنمای انگلیسی زبان ما ، هان هک ۲۸ ساله ، در سنت بودایی به بزرگان خود ، شوهر من و من و ارنی تعظیم کرد. ما به همراه راننده توک توک ، یانگ چان ، اکتشافات اختصاصی دو روزه ما را در معابد بادیه و هندو باستان شروع کردیم که چشم انداز سیم درو ، کامبوج را نشان می دهد.

سایت برجسته انگورور وات ، هفتمین عجایب جهان ، ده ها سال در لیست سطل ما قرار داشت. هیجان از سبد روباز با هوای آزاد و حاشیه ما ، به پشت موتور چان وصل شد.

من و همسرم چند لحظه طول کشیدیم تا از تعجب و هراس سایتی که در لیست سطل ما بوده است لذت ببریم
دهه ها عکس توسط کارول بومن

پارک باستانی Angkor

ما در منطقه حفاظت از آنگور ، ۴ کیلومتری (۲.۴ مایل) از مرکز شهر ، توقف موردنیاز را انجام دادیم ، تنها مکان ارائه بلیط های معتبر از طرف دولت برای منطقه باستان شناسی Angkor Wat ، که ۴۰۰ کیلومتر مربع (حدود ۹۹،۰۰۰ هکتار) را پوشش می دهد و ۱۰۰۰ معبد آژانس های مسافرتی محلی با کلاهبرداری ، کوپن های قیمتی کاهش یافته را به فروش می رسانند ، اما مقامات این بلیط های غیرقانونی را در اولین ورودی منعکس می کنند.

گذر از قیمت گذاری در Angkor Wat

گردشگران سالن پذیرش قانونی را برای به دست آوردن مجوزهای ورود غیرقابل انتقال ، با دوربین وب I.D. عکسهای پیوست شده گذر یک روزه ۳۷ دلار محدودیت اکتشافی را نشان می دهد ، اما یک پاس سه روزه ۶۲ دلار ، معتبر برای یک هفته یا گذراندن هفت روزه ۷۲ دلاری اقتصادی ، به مدت یک ماه ، برای جلوگیری از “خستگی معابد” کمک می کند.

استخوانهای خسته و مغزهای پر بار ما به زودی این اصطلاح را درک می کنند ، زیرا محدودیت های زمانی ما را مجبور می کرد که برای دو روز متوالی از معابد صعود کنیم.

معمولی I.D. بررسی دقیق ورود به هر معبد ، این ریزه کاری های کاغذ روغنی را با ارزش ترین دارایی ما ساخته است. آنها نیاز به محافظت در برابر رطوبت و عرق ریختن از صورت ما و مکانی مناسب برای تولید آنها در هر نوبت داشتند.

من آنها را در یک محفظه کوچک از بسته روز خودم ریختم. هاک هشدار داد ، “شما نمی خواهید بدانید اگر بلیط خود را گم کنید چه اتفاقی می افتد.”

برای سهولت در پیش بینی پیش بینی ، قطعه های زندگی خود را در مسیر Angkor Wat به اشتراک گذاشتیم. توضیح دادم که من انگلیسی را به بزرگسالان مکزیکی یاد می دهم و هاک حتی با کف دست هم پایین تر از آنچه که قبلاً بود تعظیم کرد.

سنت بودایی پنج سطح رکوع را فراهم می کند ، و ژست هنگام ملاقات با معلم ، در رکوع دوم به بودا در رده دوم است. از احترامش احساس افتخار کردم

راهنمای تور انگلیسی زبان صحبت خانواده می شود

مادرش ۶۶ ساله و پدرش ۶۹ ساله ساعتی از زندگی با سیم Reap زندگی می کنند و هنوز زمینه برنج کوچک خود را در روستای کامبوج کار می کنند. هاک از راه دور به نظر می رسید ، انگار که شادی دیدارهایشان از بین وظایف راهنمای تور خود را برطرف می کند.

وقتی فهمید پدر و شوهر من در همان سنی هستند ، یک لبخند پهن و راحت در چهره آرام و زیتون پوستش پخش شد. وی گفت: “خوب ، شما می توانستید دو روز پاپای من باشید ، و من یک معلم مادر خواهم داشت. من خیلی خوشحال خواهم شد. “

راهبان بودایی در Siem Reap ، کامبوج
یک رشته نارنجی از راهبان بودایی ، که در پارچه های زعفرانی خود پیچیده شده اند ، بر زیارت آنها به معبد می چرخند. عکس توسط کارول بومن

از همان لحظه هاک ، ارنی پاپا را صدا کرد. زنگ زد به لطافت شیرین و هر وقت مرجع از لبانش می ریخت لبخند می زد. من تماشا می کردم که پسران و پدر در کنار هم قدم می زنند ، هاک ثروت دانش خود را فاش می کند و ارنی تاریخ را خیس می کند. من احساس دلسردی نسبت به این مرد جوان داشتم ، بسیار مشتاق خواهش خواهم بود ، بسیار محافظ ، بسیار هیجان زده برای به اشتراک گذاشتن اسرار باستانی کشور خود.

هاک و اولیاء فرزندخواندگی وی از توک توک بلند شدند و صدای موتوری را در جاده خاکی به موازات قبرهای وسیع که مکان مذهبی باستانی را از مهاجمان اولیه محافظت می کردند ، دنبال کردند. رشته نارنجی تک پرونده ای از

راهبان بودایی ، که در پارچه های مدیتیشن زعفران روشن و تابناک ، سرهای تراشیده شده و فلیپ فلاپ های خود پیچیده شده اند ، در زیارت آنها به معبد می چرخند.

معبد آنگور وات
انعکاس پنج برج گل منبت کاری شده حک شده از معبد Angkor وات در آبهای خاکی شفاف-مرا آماده نکرد. عکس توسط کارول بومن

انگکور وات

سپس آن را دیدم. بازتاب پنج برج گل منبت کاری شده حک شده در آبهای خاکی شفاف مرا آماده نکرد. این ساختار عظیم ، که فقط یک عکس ، یک رویا برای ده ها سال بود ، آماده است تا حیرت کند. شگفتی و ترس در درونم برانگیخت.

همانطور که پیاده روی پردازشی ۳۵۰ متری (۱۱۵۰ فوت) را مانور دادیم ، هاک توضیح داد که به اشتباه اشتباه می رود که بسیاری از گردشگران معتقدند که انگکور وات تنها به این هرم عظیم سه لایه ای که تاج گذاری شده از برج های مانند جوانه نیلوفر آبی است ، که تصویر آن در پرچم کامبوج نشان داده شده است.

وی گفت: “در واقع ،” Angkor Wat به معنای شهر معابد است و صدها ساختار را در بر می گیرد.

معبد اصلی موجود در آن مجموعه ، معبدی که ماجراجویان در سراسر جهان به دنبال آن هستند ، نام معبد آنگور وات نامگذاری شده است. ” قانون اساسی کامبوج ساخت هر بنایی بلندتر از بلندترین برج ۶۵ متری (۲۱۳ فوت) این شاهکار معماری ۹۰۰ ساله را ممنوع می کند.

معبد اصلی آنگکور وات

در ابتدا توسط پادشاه خمر سوریوارمن دوم در سال ۱۱۵۰ به عنوان معبد هندو ساخته شد ، در پایان ۱۲ به یک سایت بودایی تبدیل شد.هفتم قرن. معبد آنگورور وات که بزرگترین بنای مذهبی جهان محسوب می شود ، هرگز به عنوان یک مرکز مذهبی رها نشده است.

در سال ۱۸۹۸ ، فرانسه ساختمان ها را از جنگل تهاجمی پس گرفت و در سال ۱۹۹۲ آنگورور وات سیتی به عنوان میراث یونسکو به رسمیت شناخته شد. سالانه بیش از پنج میلیون بازدید کننده به پارک باستان شناسی Angkor Wat حمله می کنند.

باریک آنگور
صعود ترسناک از پله های تشریفاتی باریک و تند و تیز آنگکور با نزول وحشتناک مقایسه نشد. عکس توسط کارول بومن

با ورود به محوطه مقدس ، هاک توصیه کرد که ما باید در مسیرهای مشخص باقی بمانیم. وی گفت: “بیشتر مین های زمینی که توسط رژیم خمر روژ پل پوت بین سالهای ۱۹۷۵ و ۱۹۷۹ ایجاد شده اند حذف شده اند ،” اما شما هرگز نمی دانید. “

ما شب گذشته شاهد بودیم که بسیاری از کامبوجی ها دست و پا و پاهای خود را از طریق مرکز Siap Reap از دست می دهند و این تصاویر در ذهنم جاری شد. این افراد محترم ، محترم و مهربان قربانی چنین قساوت هایی شده اند. من از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ به فکر بمباران ایالات متحده این کشور افتادم.

ما هنگام شروع کار اکتشاف معابد ، برای پاهای زیرک و سخت تلاش کردیم. ما با احتیاط در مسیرهای ناهموار عبور کردیم که بر روی آن حک شده های پیچیده زندگی روزمره اجدادی را به سنگ ریخته بودند: جنگجویان مبارز ، پادشاهان سوار بر فیل ها ، پوره های رقص چند سره. مارچوبه، حجاری های موجود آسمانی زن ، دیواتا، و کبرا هفت سر ، مانند فن ، ناگا ، که بودا را از باران محافظت می کرد.

هر اینچ از این معبد عظیم الجثه حکاکی شده است و هک هر صحنه را با فریب دادن جزئیات توضیح داده است. از قبل احساس اضافه وزن دارم.

سنگهای باریک ، شیب دار ، لغزنده ، گشاد و ناهموار پله های تشریفاتی معبد تا سطح دوم و سوم منتظر اندازه گیری هستند. من برای تعادل ، شجاعت و تمرکز بر روی هر مرحله باید عمیق حفر می کردم.

صعود ترسناک با نزول وحشتناک مقایسه نشد. چندین راه پله در اطراف پایه معبد به دلیل تصادفات بسته شده بود. من تا آخر به بودا دعا کردم.

بانیون معبد
روز یک و سه متری چهره حک شده از هر چهار طرف ۵۴ برج سنگی معبد بنیانی ، که از طریق جنگل در آنگور توم پدید آمده است. عکس توسط کارول بومن

معبد بایون

معابد دیگر اعلام شد. چان ما را به سمت مجاور آنگور تام ، یعنی ۱۰۵ کیلومتر مربع (۲۵۹۴۶ هکتار) ، ۱۲ سوق دادهفتم قرن پایتخت امپراتوری خمر. معبد بایون ، ساختاری عظیم از ۵۴ برج سنگی ، در میان جنگل پدیدار شد.

چهره های اسرارآمیز و متری ۳ متر (۹/۸ فوت) در چهار طرف هر برج حک شده به ۲۱۶ جفت چشم احمقانه ای بخشیده است که هر لحظه مرا مشاهده می کنند. من هرگز از بایون چیزی نشنیده ام ، اما با این حال این سبک معماری عرفانی با شکوه تر از معبد Angkor Wat با شکوه تر به نظر می رسد. به نظر می رسید خیانت حتی فکر این باشد.

این سازه به پرکارترین سازنده خمر ، Jayavarman VII ، چالش های صعود بیشتری را به برج سطح مدور و مدور سطح سوم ارائه داد. و به همین ترتیب ، معبد بعد از معبد رفت. با ۱۰۰۰ سازه ، اکتشاف هرگز به پایان نمی رسد.

رطوبت سرکوبگر و گرمای اواخر بعد از ظهر هیجان قبلی ما را بر هم زد. اگرچه هر معبد اهمیت فردی خاص خود را داشت ، مغز ما دیگر نمی توانست اختلافات را کشف کند.

چه کسی می تواند نامهای پیچیده این پادشاهان را به خاطر آورد و تا به حال چه کسی مراقبت کرده است؟ ما دچار یک مورد شدید از “خستگی معبد” شدیم. کشیدیم کنار ، جیغ پاها و لباسهای خیس. ارنی به هاک نزدیک شد و تعجب کرد ، “هاک ، ما یک روز کافی داشتیم.”

“پسر” ما مانند اینکه او از بزرگترین وحی خود محروم شود ، ناامید به نظر می رسید. “فقط یک معبد دیگر ، Papa؛ فقط یک مورد دیگر و من قول می دهم ، پاپا ، شما از من تشکر خواهید کرد ، “هک بازوی خود را در اطراف شانه های ارنی قرار داد تا درخواست او را نرم کند.

ارنی با ابراز مخالفت گفت: “خوب ، یکی دیگر ،” اما بهتر است باورنکردنی باشد. ” هاک

بهترین هنوز – تا پروم ، عمیق در جنگل

چان ما را در ورودی تاپ پروم کنار گذاشت. قدم زدن طولانی در اعماق جنگل بزرگان سرکش جادویی را به بچه های مشتاق تبدیل می کند. سایه های اواخر بعد از ظهر و جنگل ضخیم درهم تنیده دمای هوا را تحمل می کند.

توریست هایی که دو روز دیگر نیازی به گذر از ۱۰۰ معبد ندارند ، در هتل های خود به سر می برند و با استراحت در کنار استخر هستند. فقط با چند نفر دیگر ، فضای را به اشتراک می گذاریم ، ما صدای جنگل ، پرندگان و میمون ها را به طرز پچ پچ می خوانیم ، نه اینکه فریادها و فریادهای ناشی از بارهای گردشگران را گرامی بداریم. تاپهوم خود را به عنوان بهترین رونمایی کرد.

تا پروم
ما از طریق شکافی در ریشه درختان banyan و درختان چوب پنبه که کل ساختار را محکم کرده بود ، وارد یک مجموعه فیلم مانند ایندیانا جونز شدیم. عکس توسط کارول بومن

عمداً به سمت جنگل مانده – بدون هیچ گونه اصلاح و احیای این معبد – به مجموعه فیلم های ایندیانا جونز رفتیم ، که ریشه آن درختان قدیمی بنیانا و چوب پنبه ابریشم است که شامل کل ساختارها است.

با ورود به سایت از طریق یک شکاف باریک در ریشه ها ، یک درخت ۱۰۰ پا را مشاهده کردیم که سنگ های دیواره معبد را با شاخک های محدودکننده آن محکم می کرد.

هاک نمی تواند صبر کند تا تعجب خود را نشان دهد. وی با ابراز افتخار گفت که گنجینه های کشورش فیلم سینمایی آمریکایی را عقب انداخته است و گفت: “صحنه هایی از فیلم‘ لارا کروفت و Tomb Raider “با بازی آنجلینا جولی ، درست در اینجا فیلمبرداری شد.”

من می توانم این عمل را از طریق حقیقت جنگل و ویرانه های باستانی واقعی ببینم. کل سایت ، بلوک های سنگی در حال ریزش ، ساختمان های در حال فرو ریختن ، تکیه دادن ، رو به زوال ، همه در مایل های ریشه های ضخیم در حالت تعلیق قرار دارند. درختان جنگل هر سازه ، هر گذرگاه ، هر گوشه و شکاف این معبد بودایی را که برای مادر جیاوارما VII ساخته شده است ، پوشانده است.

طبیعت این مکان را با قدرت طبیعی حفظ کرده است. من عاشق هر اینچ از Ta Prohm ، بیشتر از Bayon ، بیشتر از Angkor Wat بود.

هاک می خواست اولین روز اکتشاف معابد ما را در این مکان عالی به پایان برساند. صبح روز بعد دوباره این کار را انجام می دادیم و همان مخالفت را می شنیدیم ، “فقط یک معبد دیگر ، پاپا”.

راننده توک-توک ، چان
ما با راهنمای خود ، هاک و راننده توک توک ، چان را برای اکتشاف خصوصی و دو روزه معابد موجود در منطقه باستان شناسی Angkor Wat ، تنظیم کردیم. عکس توسط کارول بومن

روز دوم در سیم درو ، کامبوج

هاک ، راهنمای ما ، و چان ، راننده توک توک ما ، در حالی که ما از پله های هتل پایین می آییم ، منتظر لابی بودیم ، تازه به عنوان گلهای نیلوفر آبی صبح.

آیا استراحت خوبی داشتی ، پاپا و ماما؟ آیا شما آماده دیدن معابد بیشتر هستید؟ اولین ایستگاه ما ، بانتای سرای ، ۳۰ کیلومتر (حدود ۱۹ مایل) با ما فاصله دارد ، بنابراین باید شروع کنیم. “هاک با خوشحالی فراگیر خود توصیه کرد.

اگرچه مایل به تجربه بیشتر رازهای کامبوج هستیم ، اما من و ارنی شب گذشته اثرات طولانی پوسیدگی ما را در خیابان های Siem Reap اشتباه گرفته بودیم. من وقتی سوار شدیم “ماجراجویی شهر” خود را برای هاک بازگو کردم.

به محض بازگشت دیروز ، به ماساژ یک ساعته بازتابی پا به اسپا هتل رفتم. قیمت باورنکردنی ۱۲ دلار من را به یک حالت آرامش حتی بالاتر بازگرداند.

ماساژ زیبا و جوان ، دردهای عضلانی را که از بالا و پایین رفتن از پله های باستانی شعله ور شده بود ، پاک کرد و دستان ماهر او “خستگی معبد” را تسکین داد.

نیرو و تجدید ، من Ernie را محکم کردم. “بیایید ببینیم که چه چیزی باید بگویم Siem Reap در شب ارائه دهد.” موقعیت هتل ما دو بلوک از مرکز شهر این امکان را برای پیاده روی اوقات فراغت به شهر فراهم کرده است. ما دریافتیم که “اوقات فراغت” ممکن است امری طولانی باشد.

رطوبت کمتری که همراه با سایه های عصرانه بود ، هنگام حرکت به سمت ما استقبال کرد. راه خود را در امتداد پیاده رو ناهموار و شکسته انتخاب کردیم که خیلی زود ناپدید شد. ما خودمان را در همان فضایی که برای اسکوتر ، اتومبیل ، توک تکس و عابر پیاده تعیین شده است قدم می زنیم.

کنار جاده ، پر از قوطی ، بطری و بسته بندی کاغذ ، به هر مرحله نیاز به توجه دقیق داشت. کابل ها و لوله های در معرض انتظار برای سفر به توریست آماده نشده است.

یک شب در سیم درو ، کامبوج

ما نیاز به عبور از خیابان گرفتگی ترافیک داشتیم ، اما من چیزی متفاوت از این صحنه را با صحنه مشابه در هانوی حس کردم. در آنجا ، تعداد موتورسواری هایی از هر راه عبور می کرد و قدم زدن از یک طرف به طرف دیگر مانند یک تجربه نزدیک به مرگ بازی می کرد.

رانندگان سیمی ریپ پدال گاز را با پای کمتری فشار می دادند ، دیوانگی کمتری به نمایش می گذاشتند و به ما اجازه می دادند بدون ترس از زندگی مان عبور کنیم.

دو رشته سوسیس خوک و ماهی سرخ شده آویخته از قایق های بازار قدیمی ، Phar Chas.
دو رشته سوسیس خوک و ماهی سرخ شده آویخته از قایق های بازار قدیمی ، Phar Chas. عکس توسط کارول بومن

به جلو به محله قدیمی فرانسوی ، ما از روی پل که در رودخانه آلوده و بوی شهر آلوده است عبور کردیم. چهار قوس فلزی در چراغهای روشن به شکل ستاره و در بین پست های لامپ با گردن های خمیده و سایه های گل لاله زنبق ، راه را روشن تر کرده است.

در لبه رودخانه ، مردم محلی به Old Market ، Phsar Chas اقدام به خرید محصولات گوشت ، سبزیجات و برنج در آخرین لحظات کردند تا فروشندگان برای شب بسته شوند. بدون یخچال و فریزر در خانه های خود ، خرید مواد غذایی یک کار روزانه است.

در حالی که از راهروها عبور کردیم ، رشته های کالباس گوشت خوک و ماهی خشک شده از قایق ها آویزان شدند. من نمی دانم چگونه صدها نفر از بازرگانان می توانند از این طریق درآمد کسب کنند ، زیرا اکثر غرفه ها محصولات مشابه را می فروشند. غرفه های بیرونی اختصاص داده شده به سوغاتی ، منسوجات ، ابریشم و تی شرت ، برای گردشگران فریبنده ای که تمام روز در حال کوهنوردی معابد بودند ، باز بود.

ما منتظر یک سیل بعدازظهر بودیم که از عناصر داخل نوار پیانوی سرخ بد بو محافظت کرد و با چند دلار آبجو Angkor Draft Beers آسوده شدیم.
ما منتظر یک سیل بعدازظهر بودیم که از عناصر داخل نوار پیانوی سرخ بد بو محافظت کرد و با چند دلار آبجو Angkor Draft Beers آسوده شدیم. عکس توسط کارول بومن

هزاران بازدید کننده مرکز شهر را پر کردند. رانندگان Tuk-tuk های بیکار با ارائه سوار به هر رهگذری نزدیک می شدند. نشانه ها به زبان انگلیسی Angkor Draft Beer را با قیمت ۱ دلار ، کوکتل های شبانه تمام شاد با قیمت ۲ دلار و ماساژ بدن تا ۷ دلار تبلیغ کردند. یک زمان خوب با قیمت ارزان فرا می رسید و زیاده روی در آن اجتناب ناپذیر به نظر می رسید.

پدیکور ماهی در Siem درو

در مسیر ما به خیابان میخانه ، جایی که غذاهای کامبوج در رستوران های شیک ، دو طبقه ، روباز و روباز قرار گرفته اند ، توجه ما را جلب کرد. ردیف مخازن بلند و شفاف و پر از دندان و گارا قرمز (پزشک ماهی) تبلیغ می کنند: “ماهی های گرسنه ما را با پوست مرده خود تغذیه کنید.

نه پیراناها! ” برای ۳ دلاری صاحبان غذا یک آبجو سرد یا کک به همراه ۲۰ دقیقه ماهی مریض که پوست مرده را از پاهای لخت که در مخزن آویزان بود آویزان کرد. من فقط نمی توانستم این کار را انجام دهم.

BBQ خمر ، به نام
BBQ خمر که به آن “کوه آتش” گفته می شود ، جایی که ما در کنار آن غذای غذای خودمان را پختیم ، سرگرم کننده لذت بخش بود. عکس توسط کارول بومن

پس از چرخیدن و پایین بردن “ردیف رستوران” ، ما برای تجربه ناهار خوری کامبوج با نام “کوه آتش” در کباب خمر مستقر شدیم. اجاق گاز قابل حمل ، گنبدی و استنوی سبک ، به طور مرکزی در جدول ما قرار گرفت. سرورها کاسه کلم ، تره فرنگی ، سبزیجات تازه عمومی و یک بشقاب گوشت گاو خام ، مرغ ، تمساح و میگو را به همراه داشتند.

سبزیجات ریخته شده در آبگوشت که به آن اضافه شده است به اطراف گنبد اضافه می شود ، زیرا گوشت و میگو های خود را در بالای شعله می پختیم. چه تفریحی داشتیم پاسخ جهانی برای گوشت های عجیب و غریب: بله ، تمساح مانند مرغ سخت طعم دار است.

ما به سمت “بازار شب” رفتیم ، در آنجا نوجوانان محلی سینی های تارنتول سرخ شده ، عقرب ها و عنکبوت های زشت به نظر می رساندند و ما را تشویق می کردند که این رفتارهای خوشمزه کامبوج را امتحان کنیم.

در مکزیک ، من در کنار عقرب ها ، عنکبوت ها و تارنتول ها زندگی می کنم. من قصد نداشتم که آنها را بخورم. من روی چیز دلپذیر تری قرار گرفتم: بستنی سرخ شده ، ساخته شده با موز ، تراشه های شکلات و خامه که با هم مخلوط می شوند تا زمانی که روی تابه یخ زده جامد شود.

رنگهای دو صورتی از دیوارهای ماسه سنگ قرمز در بانتای سرای ، قدیمی ترین و دورافتاده ترین معبد منطقه باستان شناسی تابش شده است. عکس توسط کارول بومن
رنگهای دو صورتی از دیوارهای ماسه سنگ قرمز در بانتای سرای ، قدیمی ترین و دورافتاده ترین معبد منطقه باستان شناسی تابش شده است. عکس توسط کارول بومن

بانتای سرای ، تا سام و پره خان

هاک از فرار فرهنگی کامبوج ما خندید ، ولی با رسیدن به مقصد ما ، تخصص و تاریخ خود را از سر گرفت. بانتای سرای که در سال ۹۶۷ ساخته شد و ارگ زنان نامیده می شود ، به عنوان قدیمی ترین و دورافتاده ترین معبد منطقه باستان شناسی رتبه بندی می شود.

رنگهای صورتی که از دیوارهای بلوک ماسه سنگی سرخ می شوند ، و حکاکی های پیچیده ، بهترین و بهترین حفظ شده از تمام بناهای Angkor Wat ، چشم اندازهای خیره کننده محسوب می شوند. اگرچه هیچ مدرکی مبنی بر وجود زنان واقع در اینجا وجود ندارد ، اما تصور می شود که بانتای سرای توسط کارگران زن ساخته شده است. بودایی ها بعداً به خدایان هندو ویشننو و شیوا اختصاص داده شده بودند ، بعداً در اینجا عبادت کردند.

در راه بازگشت به Siem Reap ، ما در دو جواهرات ، تا سام و پره خان ، متوقف شدیم ، هر دو جو جنگل عجیب و غریب را آشکار می کنیم ، هر دو با ساختارهای لاغر محصور شده توسط ریشه های درختان banyan ، و هر دو تا حد زیادی مورد توجه گردشگران قرار نمی گیرند.

هیچ گروه انبوه و اتوبار در Ta Som ، فقط سه نفر از ما نیستند. تماسهای اولیه صبحگاهی با پرندگان جنگل ، صدای شنیدنی شاخه های زیر پا ، و درختان بلند که پناهنده ما از تابش های شدید خورشید است ، مرا بی حرف نگذاشت.

بدون حواس پرتی جمعیت ، می توانم اینها را به عنوان نقاطی برای آمدن و دعا کردن تصور کنم. معبد پره خان ، که به افتخار پدر جیاوارمن هفتم در سال ۱۱۹۱ ساخته شد ، از بیش از ۱۰۰۰۰۰ مردم عادی که در آنجا زندگی می کردند و یک بیمارستان اولیه در محل خدمت می کردند ، پشتیبانی می کرد.

هنگامی که من به سمت توک توک حرکت کردم ، یک پسر جوان کامبوج با ریزگردها برای فروش به سمت من سوار شد. به ما توصیه شده بود که از کودکان چیزی نخرید ، زیرا مافیای کامبوج برای آزار و اذیت گردشگران برای خرید سوغات ، خیابان های خیابانی را اخاذی کرد.

پاسخ دادن به این بچه ها فقط مشکل را تداوم بخشید. از آنجا که توجه بیشتری به دلسرد کردن او و توجه کمتری به ورود به سبد خرید داشتم ، یک پیچ زنگ زنگ زده که از زیر تکو توک ضرب شده به استخوان ساق من بیرون می خورد ، بیرون می خورد.

خون پاهایم را ریخت. ارنی سریع باندانای عرق شده اش را از گردن خود جدا کرد و آن را به عنوان یک توریون روی زخم بست. چان کمرنگ شد و هاک فریاد زد: “اوه ، نه ، مامان.”

چان صندلی چرخ دستی را بلند کرد و یک رول گرد و غبار از گاز را که باید سالها در آنجا منتظر بماند تا نجات پیدا کند ، برداشته است. او با چنان ظرافت به پاهای من نشست که درد با هر بند بند باند کثیف کاهش می یابد.

بین گردنبند عرق شده و گازهای خاکستری ، خونریزی کند شد. من نگران بودم: “۱۰ یا ۲۰ سال از آخرین تیراندازی کزاز من گذشته است؟”

با پاهای من التماس برای فعالیت کمتر ، ما با هاک معامله کردیم. دیگر معابد نیست. ما بزرگترین ، اولین ، پر بازدیدترین و بیشترین نادیده گرفتن را دیده بودیم. آنهایی که از جنگل بیرون می آیند ، و خوشبختانه ، کسانی که در تاکستان و پوشش گیاهی گرفتار شده اند.

ما می خواستیم باقیمانده روز را با یک قایق سواری در دریاچه Tonle Sap ، که به خوشه های دهکده های شناور معروف است ، پر کنیم ، جایی که مردم در سازه های ریزگردهای موجود در آن زندگی می کنند یا در بالای استیل های بلند متصل به آب ساخته شده اند.

ما نمی توانیم کامبوج را ترک کنیم بدون اینکه ببینیم چگونه هزاران نفر ، کاملاً وابسته به اکوسیستم بزرگترین دریاچه آب شیرین در جنوب شرقی آسیا ، زنده می مانند.

هاک موافقت کرد اما هشدار داد که ما وقت نداریم دو ساعته را به سمت کامپونگ خلنگ ، معتبرترین روستای دریاچه بگذرانیم. در عوض ، ما می توانستیم ۱۵ کیلومتر (۹.۳ مایل) را به سمت چونگ خناس سوار کنیم ، اما گناهان وجود داشتند.

این منطقه بیشترین توریست را به خود اختصاص می دهد ، اما آلودگی گسترده ، برداشت بیش از حد ماهی و تخلیه مرداب های مهم حرا باعث بروز مشکلات اساسی می شود. هاک توصیه کرد: شرکت های خصوصی قایق های توریستی سود خود را با دهکده های شناور تقسیم نمی کنند ، بنابراین انتظار دارند که تله های توریستی توسط ساکنان دریاچه پیش بینی شوند. “اما شما می توانید شاهد زندگی روزمره آنها باشید.”

دهکده شناور چونگ خناس
مناظر ، بوها و صداهای زندگی در دهکده شناور چونگ خناس در دریاچه گل آلود Tonle Sap Lake هر دو جالب بود
و نگران کننده عکس توسط کارول بومن

دریاچه Tonle Sap

پس از بررسی اشکالات ، ما هنوز هم نگاه اجمالی می خواهیم. داده هاک را در مسیر فراهم کرد. Tonle Sap Lake ، که به سیستم پیچیده رودخانه مکونگ متصل می شود ، ۲۵۰ کیلومتر طول (۱۵۵ مایل) طول و ۱۰۰ کیلومتر (۶۲ مایل) طول دارد.

در فصل بارانی از ژوئن تا اکتبر ، حجم آب دریاچه پنج برابر افزایش می یابد ، و جریان برگشتی با آبهای سیل که از مکونگ پشتیبان می شوند ، برعکس می شود. پایدارترین اکوسیستم جهان ، پایین ترین حوضه مکونگ همچنان در تأمین مواد غذایی کامبوج محوری است و برای تمدنهای باستانی آنکارا ضروری بوده است.

چونگ خناس ، مکه گردشگری هنگامی که هاک قایق و راننده ما را تهیه کرد ، مناظر ، صداها و بوها چونگ خناس لحظه لحظه را اسیر می کرد. دریاچه با گل و لای ، با زباله های پلاستیکی در بالا ، به نظر ناخوشایند به نظر می رسید. دو کودک برهنه در یک قایق رانی قایقرانی در نزدیکی خانه باربری شناور خود با خوشحالی به داخل آب پریدند ، به دلیل آلودگی آن ناآرام شدند. این همیشه “عادی” آنها بوده است.

رستوران canoen
یک پیرزن رستوران قایق رانی خود را که پر از برنج بخارپز و ماهی سرخ شده بود ، تکان داد ، و غذاهای “برو” را به دهیاران شناور ارائه داد. عکس توسط کارول بومن

همانطور که ما به سرعت حرکت کردیم ، یک دهکده کل در سواحل مقابل روبرو شد: اقامتگاه های تغییر مکان ، مدارس ، کلیساها ، فروشگاه های مواد غذایی ، یک زمین بسکتبال و حتی یک مزرعه و موزه تمساح ، همه و همه از امواج قایق موتوری توریستی که به داخل چرخ می آمد ، عقب و جلو می چرخیدند. مرداب های حرا.

هر سازه شناور دارای لاستیکهای لاستیکی ضعیف شده متصل به محیط آن در سطح آب بود. ساکنان دریاچه راه خود را برای انجام کارهای روزمره تنگ کردند. پسری جوان قایق کوچک خود را به سمت اسکله مدرسه راهنمایی کرد. جمعی از زنان روسری روسری و سرخدار در کنار کلیسا قدم زدند. یک پیرزن رستوران مسافرتی خود را از بالا و پایین دریاچه کار می کرد ، و حفره های آن پر از کالری های عظیم بخار برنج و ماهی سرخ شده بود.

او پیام خود را مانند جوجه هایی که ماهی ، تخم مرغ و سبزیجات را به خانه مادربزرگم تحویل داده اند ، هل داد.

تورهای عظیمی پر از قوطی های آلومینیومی خرد شده و بطری های پلاستیکی آویزان از طرف خانه هایی بودند که ساکنان آنها به اکوسیستم شکننده احترام می گذارند ، در حالی که دیگران زباله ها را مستقیماً درون زباله های مایع خود ریختند.

هاک یادآور شد که ماهی های این دریاچه بیشترین میزان تأمین مواد غذایی کامبوج را تأمین می کنند. من یک یادداشت ذهنی ساختم تا هرگز ماهی تازه از هر منوی محلی سفارش ندهم. یک قلم مشبک غرق در کنار هر یک از ییلاقات ها انتظار داشت تا ماهی برای مصرف روزانه خانواده بگیرد.

مردم غسل می کردند ، لباس می شستند و در این آب بازی می کردند. در موردفکر نمی کردم. در مورد دفع زباله های انسانی چطور؟ در مورد بیماری ها و بیماری های ناشی از عدم بهداشتی چه می توان گفت؟ چه می شود در مورد موسمی ، وقتی مردم در وسط آب های سیل زندگی می کنند؟

تمساحها
در بار توریستی ، دوازده تمساح ۸-۱۲ فوتی یکی را در یک وان کم عمق و کم عمق با خاک ، زباله و شاخه های کوچک بر بالای سر خود تنبل کردند. عکس توسط کارول بومن

راننده قایق ما کند و کنار یک اسکله عظیم آهسته شد. هاک نگاه صمیمانه خود را که ما از آن آگاه بودیم به ما داد. وی گفت: “شهر دام توریستی”. از قایق پریدیم به سمت تخته چوبی و سوار بر مکه بازدید کننده چونگ خناس شدیم.

به نظر می رسید یکی از مغازه های خرده فروشی در سیم ریپ است ، به جز یک سوراخ بزرگ در سمت راست ، جایی که یک دوجین تمساح ۸-۱۲ پا یکی از بالای دیگری تنبلی می کرد. “وان حمام” کم عمق آنها از خاکی ، زباله و شاخه های کوچک زندگی خزندگان را کمتر از حد مطلوب ساخته است.

Phyton
زنی در حفره ای که از دریاچه خارج شده ، انتظار دارد که گردشگران از پسرش خردسال خود که پیتون داشت به ogle بپردازند.
دور گردنش. عکس توسط کارول بومن

به محض اینکه سوار شدیم ، یک زن حفر شده را که در دست داشت ، تماشا می کردیم ، و از روی آب به سمت “بیگانگان معدن طلای” او می چسبیدیم. پسر خردسالش برهنه در مرکز قایق رانی ایستاده بود ، یک پایتون از اندازه و وزن کودک که گردن پسر آویزان است ، و بقیه مار پیچیده در کف صاف قایق.

هاک زمزمه کرد ، “او مردم ویتنامی است. آنها از مکونگ بالا می آیند و به طور غیرقانونی در اینجا مستقر می شوند. من فکر می کنم پایتون باید زبر شود. ” از صدای صدای هاک ، به نظر می رسید کامبوجی ها نیز با مشکلات مهاجرت غیرقانونی مبارزه می کنند. هر کشوری که دارای مرز است ، مسائل مربوط به حرکت خود را دارد ، حتی اگر آن مرز رودخانه باشد.

من نمی دانم که چگونه یک پایتون “اهلی” عمل می کند و چه کسی تصمیم می گیرد که یک کودک را دور کودک ببندد. مادر مشتی را به توریست ها تکان داد ، که بدون “پول” به قایق رانی عکس از “پسر و مار” گرفت. استثمار کودکان هر وقت من آن را می بینم مرا ناراحت می کند. وقت مرخصی ، به سمت هاک حرکت کردم.

بطری
چان در مسیر دریاچه Tonle Sap به بنزین نیاز داشت. در اینجا شما آن را با بطری خریداری می کنید ، نه لیتر. عکس توسط کارول بومن

علیرغم واکنش منفی من به دریاچه Tonle Sap، من کامبوج دوست داشتم. من عاشق نجابت مردم ، فداکاری آنها به دین خود و بینش آنها برای حفظ گذشته به سود آینده بوده ام. اما من هرگز صدای هاک را که ارنی پاپا صدا می کند ، فراموش نخواهم کرد.

بیوگرافی نویسنده: After a life-long profession of treating the mentally ill at a PA psychiatric hospital for 33 years and also serving as its Director of Admissions, Carol retired to Lake Chapala, Mexico in 2006 with her husband, to pursue more positive passions. Her family thought that she, too, had ‘gone mad.’ She’s been teaching English to Mexican adults for ten years, in a program operated by volunteer expatriates and writing for local on-line and print publications. Using her adventures experienced during visits to over 80 countries to capture a niche in travel writing, Carol also dabbles in ‘memoir.’  A frequent contributor to Lake Chapala English magazine, “El Ojo del Lago,” she’s won several literary awards from that publication, including Best Feature in 2010 and Best Fiction in 2014. She also netted a story regarding her psychiatric field work in the published anthology, “Tales from the Couch.”



منبع مطلب